سلام ....
نظرتون چیه ؟ نقل قول حسابی عربیه ! کلمه ی فارسی چیزی به ذهنتون میرسه ؟
سلام ....
نظرتون چیه ؟ نقل قول حسابی عربیه ! کلمه ی فارسی چیزی به ذهنتون میرسه ؟
گويشك !!! :D
:P گفته!
چه نیازی هست ما خودمونو گول بزنیم؟
فارسی با عربی قاطی شده.در نتیجه...
يه چيز ديگه به ذهنم رسيد
پي نوشت :D
wizengamot گفت:
چه نیازی هست ما خودمونو گول بزنیم؟
فارسی با عربی قاطی شده.در نتیجه...
قبول دارم ، بعضی از کلمات رو نمیشه واقعا خیلی فارسی کرد ، معنی اصلیشون رو از دست میدن
منم با گفتاورد موافقم
سلام دوستان .... ;-]
من هم به نظر دوستان احترام میذارم و گفتاورد رو پیشنهاد میدم.
شاد باشید. @},- ~O)
نقل قول جا افتاده تو فارسی.
حالا یه نفر بیاد ببینه این ترجمه رو میگه بابا این وردپرسی ها خیلی دره پیت اند.
همون نقل قول شدیدا پیشنهاد میشه!
گفتاورد
با توجه به اینکه داریوش آشوری واقعا تو این زمینه کار کرده و استاد هستش این رو هم لحاظ میکنیم توی نگارش های بعدی
ممنون
دوستان گرامی، گفتاورد دقیقاً معادل با نقلقول نیست و دامنه معنایی آن گستردهتر است. به نظر من نقلقول بخاطر عمومیت و شهرتش بهتر است. اما اگر اصرار باشد، میتوان از «بازگفت» یا «بازگویی» هم بهره برد. اما در مجموع، اینکه عادت به واژهسازی بکنیم، کار پسندیدهای نیست.
در این باره دو نکته دیگر را هم عرض کنم: نخست اینکه دستور زبان و بسیاری از واژگان زبان عربی را ایرانیان وضع کردهاند و هر چه هست دستاورد پیشینیان ماست.
دوم اینکه، بسیاری از واژگانی که ظاهری عربانه دارند در اصل واژههای فارسی بودهاند که شکل عربی به خود گرفتهاند. برای مثال در یک انجمن نجومی، واژه «آسمانگرد» را بجای «قیفاووس» بکار میبستند تا فارسی را پاس داشته باشند. در حالیکه نام صورتفلکی قیفاووس از «کیکاووس» فارسی برگرفته شده و آنان با اینکار یک لغت ریشهدار در زبان فارسی را که نشاندهنده جایگاه و نفوذ دانش ستاره شناسی ایران در جهان بوده است را از میان میبردند.
در مجموع پیشنهاد بنده برای یک کار عمومی (و نه شخصی) این است که از دستکاری در لغات متداول خودداری شود، مگر آنکه صاحبنظری آنرا بکار برده باشد و به اندازه کافی شناختهشده باشد.
پیشنهاد میکنم این نوشته را نیز ببینید: دیرینگی زبان فارسی و تأثیر آن بر ادبیات عربی دوره جاهلیت
اگر بدتان نیاید میخواهم دو سخن از زندهیادان استاد دهخدا و استاد ناتل خانلری را هم به گفتار پیشین بیفزایم:
«هر کس بگوید زبان فارسی باید خالص باشد، اول در قیافهٔ او تفرس و نظر باید کرد. اگر آثار حُمق و گولی پیداست جای ترحم است و اگر پیدا نیست، بیهیچ شک و شبهه مزدور دشمنان ملیت و قومیت است.» (از مقدمه لغتنامه دهخدا)
«آوازهٔ عیب و نقص فارسی از آن روز برخاست که گروهی، از جهل و تعصب، وجود لغات «عربی اصل» را در این زبان ناپسند شمردند و خواستند فارسی را پاک و خالص کنند. تا آنجا که از ایراندوستی بود بخشودنی و ستودنی است. اما قصهٔ دوستی خاله خرسه را هم البته شنیدهاید… چه شد که علم و فن را رها کرده و در همین یک راه غیرت نشان میدهید؟ این غیرت دروغین از تنبلی برخاسته است… تحصیل علم و کسب هنر دشوار است و دیر میتوان از این راه شهرت یافت. اما سنگ لغت و زبان را به سینه زدن و به جای کلمهای معمول و متداول، که محتمل است اصل عربی داشته باشد، لفظی ساختگی و غالباً نادرست از خود در آوردن، کار آسانی است و از هر شاگرد مکتبی ساخته است. وقتی شوق خودنمائی با تنبلی و بیمایگی در آمیخت، چنین نتیجهای از آن حاصل میشود… امروز کار به جائی رسیده است که هر کس خواندن و نوشتن میداند اگر چه سر و کارش با ادبیات نیست، از روی تفنن لغت هم میسازد و در قواعد زبان فارسی تصرفی میکند.» (از کتاب زبانشناسی و زبان فارسی، نوشته پرویز ناتل خانلری)
حلنشده